۱. بهبهانی:جونم دهتن که سر میجوره و جومه میشوره نه پس که هوو سرم مره
فارسی: جانم دختر است که شپش های سرم را می جوید و لباس هایم را میشوید نه پسر کخ زن میگیرد و هوو سرم می آورد.
کنایه از: تعریف از دختران
-مذمت پسران![]()
۲. بهبهانی:دسی دیر تش
فارسی:دستش از آتش دور است.
کنایه از:به کسی که در کارهل دخالت نمی کند می گویند.
۳. بهبهانی:چتن که فجه کردیه ا پله ها نیفتیه
فارسی:چرا خودت را گم کرده ای و مغرور شده ای بپا که از پله نیفتی.
کنایه از:به کسی می گویند که نا بجا به خود مغرور می شود و فخر می فروشد.