تبليغاتX
انجمن بهبهانی های مقیم اصفهان...ارگان - مصاحبه با آقای محسنی از اعضای هیئت موسسین

 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز...

ابتدا بابت تاخیر بیش از حد در گذاشتن این مصاحبه از همه دوستان عذرخواهی میکنم...

عصر پنجشنبه مورخ ۸۷.۸.۲۳ گروهی ۶نفره از اعضای انجمن راهی

 منزل آقای محسنی شدیم...

این جلسه ساعت ۵  به منظور در جریان کار قرار دادن جناب آقای محسنی از اوضاع انجمن و همچنین

 آشنایی شما عزیزان با ایشان صورت گرفت ...

صحبت های بسیار زیادی انجام شد که  فعلا" فقط قسمت آشنایی با ایشان را در وبلاگ قرار می دهیم :

 

۱.لطفا" خودتان را به طور کامل معرفی کنید.

حسین محسنی متولد ۸ آبان ۱۳۲۷ ( محله محسنی ها ) .

دوره دبستان را در دبستان حجت و دبیرستان را در دبیرستان پهلوی ( مطهری کنونی ) سپری کردم. در دی ماه سال ۱۳۵۰ ازدواج کرده و به همیین سبب ( کفالت ) از سربازی معاف شدم و دارای ۴ فرزند دختر می باشم.

در سال ۱۳۶۲ با مدرک مدیریت بازرگانی از دانشگاه جندی شاپور اهواز فارغ التحصیل شدم و دوران کارشناسی ارشد را در دانشگاه اصفهان طی کرده و با معدل ۱۶ در سال ۱۳۸۰ به پایان رساندم.

اولین استخدام من در آموزش و پرورش ودر مدرسه ای دخترانه بود که نتوانستم کار در آنجا را ادامه بدهم و عطای کار در آموزش و پرورش را به لقایش بخشیدم ( !!!!! ).پس از آن به مدت ۳ سال در بانک صادرات بهبهان و ۲ سال در ذوب آهن کار کرده و سپس کار در اداره دارایی ( بهبهان و اهواز ) را آغاز نمودم و دارای پست های مختلفی در این اداره بوده ( ممیز-سرممیز-ممیزکل-معاونت ) وسپس در سال ۱۳۶۷ به سمت مدیریت کل نائل شده و مدت ۵ سال در بوشهر و ۵ سال در بندر عباس کار کرده و با کسب تجارب زیاد به لصفهان امده و ۹ سال به کار پرداخته ام.

بهترین خاطرات دوران مدیریت خود را در کنار صفا و صمیمیت و خونگرمی مردم بوشهر و بندر عباس داشته ام.

در اصفهان جو اقتصادی ، با فرهنگ بالا و توانمند بود و باید در رابطه با کار اطلاعات کافی را داشته باشی...

تاکنون سعی کرده ام که هر مشکلی که برای همشهریانم در اصفهان رخ داده ( اعم از اداری-مالی-خانوادگی-... ) در حد توان برطرف کنم.

به ورزش های شنا و کوهنوردی علاقه زیادی دارم و کوهنوردی درهمه کوه های ایران { دماوند-علم کوه-سهند-سبلان-دنا-هزار( مسجد  مشهد )-تفتان ( زاهدان ) و ... } را تجربه کرده ام. ۲ بار به عنوان رئیس هیئت کوهنوردی به نپال رفته ام که گروه اول شامل ۷ ایرانی و ۳ فرانسوی و گروه دوم شامل ۱۲ ایرانی ( اصفهانی ) بود.

خاطره جالبی که از یکی از سفرهای خود داشته ام در سال ۱۳۸۰ یا ۱۳۸۱ در آمستردام اتفاق افتاد که به همراه یکی از دوستان به دنبال آدرسی بودیم که ۲ نفر را دیدم و احساس کردم که ایرانی هستند.پس از مدت کوتاهی که با آن دو نفر به گفتگو پرداختیم یکی از آن ها از من پرسید که شما خوزستانی هستید؟...گفت که خودش آبادانی است و از من پرسید که آیا بهبهانی هستید؟!...خاطرات بسیار خوبی از سفر به کشورهای مختلف دارم....

 

۲.آیا ایده تشکیل انجمن ایده جالبی بود؟

مراجعه برای ایجاد انجمن کار بسیار جالبی بود.بچه ها به سراغ من آمدند و من گفتم که کوتاهی نمی کنم.تعیین اعضای هیئت موسس به عهده من بود و پیگیری به عهده خود گروه دانشجویی...خط مشی را در جلسه ای که برکذار شد تعیین کردیم...ولی متاسفانه به علت انتخابات و تداخل با امتحانات هنوز به نتیجه دلخواه نرسیده...!

 

۳. انگیزه شخصیتان از حمایت انجمن چیست؟

فقط و فقط کمک و مساعدت به دانشجویان زیر نظر انجمن

۴. و در پایان...

در اولین جلسه ای که برگذار شد به دوستان گفتم که اولین چیزی که باید دنبال شود درس است و دوست دارم که از نظر علمی در سطح بالایی قرار بگیریدو تلاش کنید که با شرکت در المپیادها و ... بهبهان را در دنیا صاحب نام کنید... با امید به آن روز.

 

جلسه با آقای محسنی ۳ ساعت به طول انجامید.

"برای جناب آقای محسنی و خانواده محترمشان آرزوی موفقیت داریم."

 

 اسامی عزیزانی که ما را در این دیدار یاری کرده اند به شرح زیر است:

۱. رضا سلامتی

۲. محمد معتمدی

۳. مینا اسدی

۴. ام البنین نیکوسرشت

 

با تشکر از همه دوستان : سارا قدری - نوید خواجه پور

 

نوشته شده توسط سارا قدری در سه شنبه 28 آبان1387 |